آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 8 روز سن داره

جوجه های مامان

حساسیت؟؟

1393/4/11 13:57
نویسنده : مامان
298 بازدید
اشتراک گذاری

تو پست مربوط به زردی آرش گفته بودم که بهمون گفتن آرش به باقالی حساسیت داره ولی برای اطمینان سه یا چهار ماهگیش دوباره آزمایش بدین.

شنبه هفتم تیر بردیم آزمایششو که آزمایش خون بود انجام دادیم.مامانمم باهامون اومد.چون مامانم بود دیگه همسری نیومد تو اتاق نمونه گیری.

اول آرشو تو بغلم گرفتم.گفتن بخوابونش رو تخت.یکی از پرسنل دستاشو گرفت.به منم گفتن پاهاشو بگیر.

دیدم سرنگ آورد.گفت سرنگ بهتره.(ندیده بودم با سرنگ از بچه ها خون بگیرن.)

اشک تو چشمام جمع شده بود.منتظر بودم آرش گریه کنه منم باهاش گریه کنم.

ولی هزار ماشالا گل پسرم حتی خم به ابروش نیاورد.پسر من شیره.قربونش برم الهی.

اصلا انگار نه انگار سرنگ به اون بزرگی تو دستش کردن.

مامانمم گفت منتظر گریش بودم.

جواب آزمایش یک ساعته آماده شد.دعا میکردم مشکلی نباشه ولی متاسفانه بود.

دکتر آزمایشگاه گفت حساسیت داره.یه سری دارو رو به هیچ وجه نباید استفاده کنه.از دکتر لیست داروها رو بگیرین همیشم همراهتون باشه.

برگشتنی تا همسری رفت داروخونه و اومد من کلی گریه کردم.نمیدونم این حساسیت از کجا اومد و به آرش من رسید.

تو اینترنت نگاه کردیم یه چیزایی درباره این حساسیت نوشته بود که کلی هممونو بهم ریخت.

روز بعدش (یکشنبه هشت تیر) آرشو با مامان و بابام بردم پیش متخصص.

گفتم آقای دکتر این حساسیتو داره؟گفت آزمایش میگه داره!

گفتم لیست داروهایی که نباید استفاده کنه رو بهم میدین؟

گفت نمیخواد.صد قلم دارو هست!منظورشو نفهمیدم.ولی گفت نمیخواد!

گفتم تو اینترنت این چیزا رو گفته!گفت نه!باقالی رو دادین با احتیاط بهش بدین!

(تو بیمارستان گفتن اصلا باقالی تو خونه نبرین.تو اینترنتم نوشته بود اصلا از کنارش رد نشه)

خلاصه انگار طبق حرفای دکتر چیز خیلی مهمی نبود!

خدا کنه واقعا چیز بدی نباشه.

 

 

فدای گل پسرم جای سرنگ رو دستشه.یه نقطه قرمزه.بمیرم الهی.

اینم پسر خوشتیپم.این لباسارو مامان فریبا (مامان بابایی) چند وقت پیش برات گرفته بود.مرسی مامانی.

این لباسو هم نامزد عمو رضا برات گرفته.دستش درد نکنه.

این عکسم مال چند شب پیشه.نصف شبه و آقا آرش حسابی سر حاله!

الهی فدای اون چشمای خوشگلت بشم من پسر عزیزم.

 

 

پسندها (5)

نظرات (7)

مهزاد مامان عرفان
11 تیر 93 15:14
سلام عزیزم. ازمایش G6PD ارش جون مشکل اره؟ من پرسنل آزمایشگاهم. عزیزم راست میگن . به باقالی حساسیت داره و باید اگه بهش شیر میدی خودت هم نخوری . بزرگ شد و به غذا افتاد باید بخوره و اگه حساسیتش شدید بوده حتی بوش هم نباید بهش بخوره. تو احتیاط کن که شرط عقله . چون در صورت حساسیت بدجوری برای تو و بچه دردسر میشه. اینو بدون که دچار لیز گلبولهای قرمز و افت هموگلوبین میشه و منجر به تزریق خون به بچه میشه. اینا چیزایی هست که ما به عینه دیدیم. مواظب باش گلم.
مامان
پاسخ
سلام گلم.آره.نه خودم نمیخورم.یعنی باید بعدا به آرش بدم بخوره ببینیم حساسیتش در چه سطحه؟؟
سارا مامان اهورا
11 تیر 93 23:17
الان چطور این آزمایش رو انجام دادین؟طوری هم نیست که بگی باقالی خورده اذیت شده بردین برای آزمایش اگه فقط همین باشه حساسیتش که خیلی مهم نیست من میشناسم کسایی که نباید بخورن و نمیخورن مشکلی نیست
مامان
پاسخ
خب تو بیمارستان گفتن سه یا چهار ماهگیش انجام بدین.الان آرش تو چهار ماهگیه.اگه فقط نخوردنش باشه مشکلی نیست.اینکه حتی نباید بوش بهش بخوره یا از کنارش رد نشه سخته.
مهزاد مامان عرفان
12 تیر 93 12:51
سلام عزیزم. اصلا فکرشو نکن که بعدا بهش بدی. گفتم که خطر و دردسر داره. ببین جستجو کنی فاویسمی رو توی اینترنت میبینی. عزیزم این حساسیت فاویسمی هست.
مامان
پاسخ
سلام گلم.آخه گفتی به غذا افتاد بهش بده.نمیدم بخوره.باقالی اینقد مهم نیست که با نخوردنش چیزیو از دست بده.
سارا مامان اهورا
12 تیر 93 13:48
خوب بازم چیزی نیست دیگه باقالی رو حذف کنین غذایی هم نیست که بگی آدم همیشه میخوره یا نخوردنش سخته
مامان
پاسخ
آره همین کارو میکنم.
مامان خانمی
16 تیر 93 15:51
ماشالله به این گل پسری خوش تیپ
مامان
پاسخ
مرسی عزیزم.
مامان فائزه
17 تیر 93 11:31
سلام عزیزم شرمندم دیر سر زدم الهی بمیرم خیلی ناراحت کننده هس
مامان
پاسخ
سلام گلم.دشمنت.خدا نکنه.اینم شانس ماس.
مریم
27 تیر 93 16:21
فاویسم که اصلا مشکل مهمی نیست که بخواین خودتونو ناراحت کنین،فقط هر وقت خدای نکرده مریض شد و دارویی دکتر خواست بنویسه بگین به دکتر که فاویسم داره، تا یه سری داروها رو ننویسن، و باقالی هم نخور البته پسر دایی مامان من فاویسم داره، باقالی هم میخوره الان هم بیست سالشه، هیچیش هم نشده
مامان
پاسخ
سلام عزیزم.شاید اگه بزرگتر میبود و میفهمیدیم کمتر ناراحت میشدیم.خوب پدر و مادر دوس ندارن بچشون کوچیکترین ناراحتیی داشته باشه.نمیخورم.اونقدرا مهم نیست که نخوردنش اذیت کنه.پسر عمه خودم داره.یه بار خورد اذیتش کرد.آرشم با نخوردنش چیزی از دست نمیده.